ضرورت عرضة سهام
حسين عبده تبريزي[1]
بحث از بروز حباب قيمتي در بورس تهران حداقل 7 ماه است كه بسيار داغ شده است. بهنظر ميرسد كه طي 4 ماه اخير، هم مديران شركت بورس و هم مديران سازمان، هر دو گروه بر اين عقيدهاند كه قيمتهاي سهام فراتر از قيمتهاي ذاتي رفته است. هدف اين يادداشت آن نيست كه علت بروز حباب را بررسي كند، وجود حباب قيمتي را نفي و اثبات كند، يا بگويد كه ضريب حبابي بورس چه رقمي است. اين نوشته براساس ديدگاه اكثريت كارشناسان و دستاندركاران بازار سرمايه و نيز مديريت ارشد بورس كشور، بروز حالت حبابي قيمتها را مفروض ميدارد.
اگر چنين است و بازار حبابي است، حيف است كه مديران بازار ترديد روا دارند، و اجازه دهند تلاشهاي خود و دستاندركاران بازار سرمايه طي سالهاي اخير بيثمر شود. ميبايد اقدام عاجلي بهعمل آورند، و عرضة فوري و گستردة سهام عمليترين پيشنهاد در شرايط امروز ايران است.
بازار سرماية ايران در شرايط امروز كشور ميبايد واقعيت محسوس را بر خيالپردازي شيرين ترجيح دهد. اگر تشخيص مديريت بورس آن است (و گفته ميشود چنين است) كه جامعة سرخوش و به وجدآمدة سرمايهگذاران قيمتها را بسيار بالا برده است، ميبايد راههاي فوري مقابله با شرايط را جستجو كند. خوشبختانه در شرايط امروز ايران، راهحل ساده و عملياي در دسترس است.
دستاندركاران بازار سرمايه نبايد اجازه دهند كه سطح قيمتها تا آنجا پيش رود كه مسير نزولي بازار به اصلاح قيمتها نينجامد، و ضرورت قيمتگذاري مجدد داراييها بروز كند، و قيمتها به يكباره سقوط كند يا حباب بتركد. معاملة داراييها و از جمله داراييهاي مالي به قيمتها متورم به زيان هر اقتصاد است.
از آنجا كه مشاهدة ارزشهاي ذاتي در بازارهاي معاملاتي دشوار است، وجود و شدت حبابها آنگاه تشخيص داده ميشود كه قيمتها به يكباره سقوط ميكند. وقتي چنين اتفاقي ميافتد، ديگر قيمتها در شرايط تركيدن حبابها منطقي نوسان نميكنند، و تنها براساس عرضه و تقاضا نميشود آنها را پيشبيني كرد. چنين اتفاقي براي اقتصاد بد است.
براي مقابله با حباب قيمتي، مجموعهاي از راهكارها در اختيار مديريت بازار است، مثلاً، اتخاذ سياستهاي پولي متناسب با وضعيت، راهكار شناختهشدهاي است. در اتخاذ سياستهاي پولي، قيمت داراييها ميبايد مدنظر قرار گيرد. در اين گروه فكري اقتصادداناني هستند كه سياست پولي متناسب با قيمتهاي متورم را كافي نميدانند، و بهدنبال نوعي قانونگذارياند و يا ميخواهند حداقل فرايند آزادسازي بازارها و نظام قيمتها كند شود. راهحل ديگري كه گفته ميشود «بياقدامي» است. آنها كه معتقدند سياست پولي صرفاً ميبايد روي تورم متمركز شود، و هيچ اقدامي براي برخورد با حباب قيمتي نبايد صورت گيرد، عمدتاً شكست خوردهاند.
يكي از راهكارهاي ساده كه كمتر در اختيار مديران بازار است، و خوشبختانه در ايران در دسترس مديران است، افزايش عرضة سهام است. اگر مديران بازار سرماية ايران در كشوري ديگر كه در آن دولت فاقد داراييهاي فراوان بود، عهدهدار مديريت بودند، البته نميتوانستند كار عمدهاي براي افزايش فوري و عمدة عرضة سهام انجام دهند. اما، در كشوري زندگي ميكنيم كه دولت ميلياردها تومان سهام در اختيار دارد، و اتفاقاً علاقهمند است براي هزينههاي جاري و سرمايهاي خود منابع ريالي فراوان گرد آورد. عرضة سهام منابعي را كه به هر دليل جلب بازار سرمايه شده است، به سمت داراييهايي هدايت ميكند كه قيمتهاي متورم ندارد.
خطر زير قيمت بودن سهام بسيار كمتر از خطر متورمبودن قيمتها است. نهايت امر آن است كه دولت داراييهاي خود را به كمتر از قيمت ذاتي ميفروشد. بنابراين، در اين شرايط كه قيمتهاي متورم در بازار سرمايه وجود دارد، عرضة سهام به بازار به فوريت و بهشدت اين خطر را كاهش ميدهد. در اين شرايط، دليلي وجود ندارد كه دولت سهام خود را 20% نقد و 80% پنج ساله بفروشد. وقتي تقاضاهاي خريد نقدي سهام در بازار وجود دارد، چه نيازي به اعتباري فروختن سهام است كه قيمتهاي بازار را متورمتر ميكند.
عرضة فوري سهام پذيرفتهشده به بازار، پذيرش با سرعت سهام جديد متعلق به دولت و عرضة آن در بازار براي مقابله با افزايش قيمتها، در شرايطي كه مديران و دستاندركاران بازار هر دو معتقدند بازار حبابي است، سادهترين روش برخورد با معضل جاري است. عرضة سهام سوي بام بازار سرمايه آمدن از متن نردبان است.