اينكه در حوزة اقتصاد شاگرد مكتبي نباشي كه مهندس سحابي پايبند آن بوده يا از اين اقبال بينصيب باشي كه ملاقاتي حضوري با آن مرحوم داشته باشي، هيچكدام نميتواند بهانهاي باشد كه خاضعانه سر بر آستان روحي بلند بر خاك نسايي كه عاشقانه به كشورش عشق ميورزيد و عمري را سرسختانه و مبارزهجويانه براي تحقق عدالت و آزادي سپري كرد.
اين روزنامهنگار با سابقه (فروغ علم، گنج شايگان، راه مصدق، ايران فردا) و فعال سياسي (8 بار و 15 سال در زندان، عضو شوراي انقلاب، نمايندة مجلس خبرگان قانون اساسي، نمايندة مردم تهران و عضو ارشد احزاب سياسي) در حوزة اقتصاد غير از ادارة شركت مشاورة خود، رياست سازمان برنامه و بودجه و رياست كميسيون برنامه و بودجه در مجلس را برعهده داشت. سابقهاي كه بيانگر آن است كه اين دانشآموختة مكانيك دانشگاه فني تهران همواره دغدغة مديريت كلان اقتصاد و توسعة كشور را در سر داشته است.
هرچند مهندس سحابي ميگويد كه «در زندان سالهاي 46-42 و مخصوصاً 57-50 به واقعيتهاي آماري و اطلاعات واقعي اقتصاد كشور علاقه داشتم و آنها را تعقيب و يادداشت ميكردم. اين بود كه با ساير سياسيون در زندان تفاوت داشتم.» و فروتنانه ادامه ميدهد كه «رشتة اقتصاد را نخوانده بودم،» اما بيشك سحابي ديدگاههاي اقتصادي ويژة خود را داشت و حتي بهدليل مواضع اقتصادي نهضت آزادي، بهرغم علاقة وافرش به بنيانگذاران آن نهضت چون يداله سحابي، بازرگان و طالقاني، از آن نهضت جدا شد.
واقعبيني مهندس سحابي در امر مديريت اقتصادي روشنتر از ديدگاههاي اقتصادي وي نمايان است. ميگويد، « در مورد امور اعتباري يا آرماني در موضع مبارز سياسي ميتوانيم شعار بدهيم، ولي در مقام مسئوليت اجرايي كشور يا در مقام تدوين قانون ديگر نميتوانيم شعار بدهيم، بلكه بايد به واقعيت و آمار متكي باشيم.»
واقعبيني سحابي در تجربة مديريت وي در سازمان برنامه و بودجه، بهوضوح در حمايتي خود را نشان ميداد كه وي از آن سازمان، روشها و كارشناسان سازمان ميكرد. «هدف، تثبيت جايگاه سازمان برنامه در نظام اقتصادي كشور بود. متوجه شدم كه سازمان نهادي است كه به نيازهاي ارزشي جامعه بعد از انقلاب به طور عقلايي توجه ميكند. يعني با در نظر گرفتن واقعيات نه بهصورت شعار. جايگاه سازمان برنامه در مجموعة اقتصاد كشور عامل اصلي درگيري ما با وزارتخانهها و دستگاهها بود. ما چنين عنوان ميكرديم كه طبق قانون برنامه و بودجه، كنترل كمي و كيفي طرحها بهعهدة سازمان برنامه است، لذا ما طرحها را تنها به اين دليل كه قبلاً تصويب شده است، تغذيه مالي نميكنيم. تخصيص بايد برحسب ارائة گزارش پيشرفت كار دستگاه اجرايي به سازمان برنامه صورت پذيرد.
«برنامهاي كه سازمان برنامه قبل از آمدن من تهيه كرده بود، حقيقتاً واقع بينانه بود، اما نسبت به جوّ آن زمان از شرايط روز عقب بود. جو اجتماعي آن روز، جامعة بيطبقه و محو استكبار جهاني را ميخواست.
اگر عمر مسئوليت من در سازمان برنامه يكي دو سال ديگر ادامه مييافت، جايگاه سازمان برنامه بهعنوان يك نهاد مركزي در هدايت برنامه و بودجه كشور تثبيت ميشد. اما من 10 ماه بيشتر در سازمان برنامه نبودم.»
سحابي نگران بود كه بيتوجهي به برنامه، ميدان دستكاري و دستاندازي در خزانة كشور را گسترش دهد. « در چنين جوي، بعد از رفتن من و در زمان رياست آقاي بانكي، سازمان برنامه را تضعيف كردند و سازمان عملاً تبديل به صندوق پرداخت پول به دستگاهها شد، مانند خزانه. در اين هنگام بود كه سازمان برنامه جايگاه خود را از دست داد . به اعتقاد من، برنامهداشتن و ادارهكردن امور كشور در چارچوب منظم برنامهاي، واقعاً يك امر ارزشي است.
«كارشناسي و برنامه ارمغان غرب نيست كه بگوييم برنامه يعني غربزدگي. لذا برنامه بهطور كلي در كشور ما امري تشريفاتي و تزئيني بوده و بهويژه بعد از انقلاب تزئينيتر شده است. مسئولان و مقامات هم خواستهاند برنامه و سازمان برنامه را بهدنبال خود بكشند نه اينكه تابع برنامه باشند. اين اصل حساب پسندادن متأسفانه بلاي جان جمهوري اسلامي شد. متأسفانه اعتقادي به ضابطهمندي در نظام مالي وجود نداشت. بدون مراقبت، محاسبه، حسابرسي و تحليل هزينه فايده، چنين نظامي هرگز و براي ابد موفق به تثبيت و استحكام و انسجام نخواهد شد.»
البته، بدگماني مهندس سحابي به اقتصاد از نوع غربي و اعتقاد وي به اقتصاد ارزشي، مهندس را از آن باز نداشت كه قضاوتي منصفانه و متعادل از مجموعة سازمان برنامه و بودجه داشته باشد:
« ديدم در خارج از سازمان برنامه جوي نسبت به آن سازمان وجود دارد و آن را بهعنوان يك نهاد مظهر نظام طاغوتي تلقي ميكنند. در آن زمان نيروهاي مختلفي نسبت به سازمان برنامه دشمني داشتند. نيروهاي چپ و راست و مذهبي و غيرمذهبي همه نسبت به سازمان برنامه كينة مخصوصي داشتند، درحاليكه با ساير نهادهاي دولتي اينطور برخورد نميكردند. به سازمان برنامه كه رفتم، با بعضي كارشناسان آشنا شدم. ديدم افرادي هستند واقعاً صاحب آرمان ملي و مذهبي، مذهبيها كمتر بودند، ولي بيشتر اهل آرمان ملي و داراي ديد عميق نسبت به توسعه. گذشتة آنها در سازمان برنامه، با چهرهاي كه در بيرون از آن ساخته بودند، اصلاً تطبيق نميكرد.»
البته، در همين نقلقولها ميتوان به بدگماني مهندس سحابي نسبت به بازار «غرب» و تكيه بر ارزشهاي خاص در حوزة اقتصاد پي برد. اين بدگماني بهويژه نسبت به اقتصاد بازارمحور ممكن است حاصل توجه عميق و جدي وي و تأكيد بي پايانش بر «اخلاق» باشد. اخلاق در بطن مشي سحابي در همة عرصهها از مذهب و سياست گرفته تا اقتصاد رسوخ دارد.
براي سحابي، اخلاق و وجود جامعة اخلاقي تا آن حد اهميت داشت كه آن را راز ماندگاري ايران ميدانست. شايد فاصله نگاهداشتن سحابي از اقتصاد بازارمحور بهدليل موقعيت اخلاقي ضعيف كسبوكار در ايران، عدمرعايت معيارهاي رقابت، و وجود بخش خصوصي متمايل به رانت دولتي بود. آنچه در ايران بهعنوان «اقتصاد بازار» در جريان بود، وي را نگران اتكا به نظام بازار ميكرد، و چنين بود كه در دورة مديريت خود با تدوين قانون «مركز تهيه و توزيع» زمينة دخالت اين مراكز در عرصة اقتصاد ايران را فراهم آورد. امري كه به هر حال برخلاف منطق اقتصاد بازارمحور بود.
واقعبيني مهندس سحابي، در عرصة مديريت اقتصادي آنجا كه از درآمد نفتي صحبت ميكند نيز نمايان است. «ما گفتيم بياييد اين مسألة نقش نفت در بودجه را محدود كنيم. اگر محدود كنيم درآمد ارزي ما محدود ميشود و وقتي محدود شد دولت مجبور است خودش را با آن تطبيق بدهد، وقتي تطبيق داد، خواه ناخواه تابع برنامه ميشود، اما با ما مخالفتهاي شديدي شد.»
روشن است كه سحابي ميدانست كه نفت و نحوة مصرف درآمدهاي نفتي نقش تعيينكنندهاي در سرنوشت جامعة ايران و عملكرد اقتصادي كشور دارد. درعينحال، سحابي ميدانست كه مصرف درآمدهاي نفتي براي مخارج روزانة كشور غيرقابلانطباق با اخلاقي است كه وي خواهان تلفيق و تعميق آن در اقتصاد كشور بود. سحابي نحوة برخورد مديران كشور با درآمد نفتي را غيراخلاقي ميدانست.
امروز، مهندس سحابي، چهرة تابناكي كه عمق ارادة انساني در برخورد با جور و ظلم را تجسم ميبخشيد، در ميان ما نيست. شنيدهام كه در زندان شاهي مهندس سحابي را بهدليل حسن جمال «يوسف» خطاب ميكردهاند، و زندانيان سياسي اگر در آن شرايط دشوارِ رفتوآمدهاي درون زندان، موفق به ديدار وي در زندان ميشدند، تا روزها با آب و تاب اين ملاقاتهاي كوتاه را براي ديگر زندانيان تعريف ميكردهاند. اگر عظمت يك انسان متكي به اخلاق و عميقاً معتقد به آزادي و عدالت تا آنجا بوده است كه ديدار با وي در زندانهاي ستمشاهي شرف و افتخار ميآفريده است، بيشك ايرانِ امروز نيز بدون سحابي كشوري ضعيفتر و فقيرتر است. شك نكنيم كه همة دوستداران اقتصاد مبتني بر اخلاق انساني، از هر نحلهاي كه باشند، جاي خالي وي را در اقتصاد و مديريت اقتصادي كشور احساس ميكنند.