امروز قیمت طلا رکود بیسابقهای را تجربه کرد. خریداران طلا در کمال ناباوری تنها برای 10347/31 گرم طلا 922ر1 دلار پرداختند؛ 20 ماه پیش خریداران تنها 050ر1 دلار برای هر اونس طلا میپرداختند و 8 ماه پیش این قیمت حدود 1350 دلار بود. افزایشی هیجانانگیز و در عین حال نگرانکننده و حتی وحشتناک. این افزایش قیمت با استفاده از اهرم قیمت دلار به ریال با اندازههای بزرگتری به بازار طلای تهران انتقال یافت. امروز هر سکۀ تمام بهار آزادی به قیمتی حدود 596 هزار تومان معامله شد و این در حالی است تنها 50 روز قبل این قیمت معادل 430 هزار تومان بود.
دلیل اساسی این افزایش سرسامآور قیمت طلا بیاعتبارشدن ارزش پولهای معتبر خارجی است. ارزش پول عمدتاً به اعتبار ناشر آن بستگی دارد. آشفتگی اقتصاد جهانی اعتبار ارزهای جهانروا را به شدت زیر سؤال برده است. اعتباری که غالباً بر پایۀ اقتصاد ایالاتمتحده و اتحادیۀ اروپا استوار است. تزلزلی که امروز در اقتصاد جهانی ملاحظه میشود، اعتبار ارزهای معتبر جهانی را نیز متزلزل میکند. اینک با پولهایی که اعتبار ناشر آن زیر سؤال است، قیمت طلا بسیار گران شده است. معاملهگران بین کاغذ و طلا، طلا را انتخاب میکنند، چرا که در حال حاضر طلا نمایندۀ ثروت است و پول یا همان کاغذ نمایندۀ ورشکستگی.
آثار این تلاطم دیوانهوار به وضوح در اقتصاد جهانی قابلرویت است. سرمایهگذاران اعتماد نمیکنند، سرمایه تجهیز نمیشود، کسبوکارها دوام نمیآورند، خلق ارزش کاهش مییابد و سوداگری افزایش مییابد. چنین تلاطمی در نرخ فلز مسحورکنندهای مانند طلا اساساً سلامت محیط کسبوکار را مخدوش میکند و موجی از نگرانی و هیجان برای صاحبان کسبوکار به همراه میآورد. وضعیتی که در اقتصاد کشورمان هم کم و بیش قابلمشاهده است. در این وضعیت از مقام ناظر بازار پول کشور یا به عبارتی همان دولت انتظار میرود برای ایجاد پولهای بلندمدت، پولهایی که مدت زمان بیشتری در خدمت کسبوکارها هستند، پولهایی که به قصد سرمایهگذاری در بخش واقعی اقتصاد سرمایهگذاری شدهاند، تصمیمات عاقلانهتری اتخاذ کند. بدیهی است که اقتصاد متلاطم به دنبال بهانهای برای دامن زدن به نگرانیهاست؛ بهانهای که بانک مرکزی کشورمان با کاهش نرخ سود سپردههای سرمایهگذاری برای اقتصاد فراهم کرد.
و اما اقتصاد جهانی هنوز هم از درد بحران مالی 2007 به خود میپیچد. ابزارهای مالی که در دوران شکوفایی اقتصاد ایالات متحده و اروپا، ابزارهایی برای تسهیل معاملات و تجهیز سرمایه بودند، ضربۀ محکمی را طی بحران جاری بر پیکرۀ بازارهای مالی و البته بازارهای کالا وارد کردند. پس از بحران، هنوز هم چشم و گوش تحلیلگران به دنبال شنیدن اخبار خوب از وضعیت اشغال و رشد اقتصادی ایالاتمتحده و اروپاست؛ انتظاری که بس طولانی شده و معاملهگران امیدورا را ناامید کرده است. امید از دست رفتۀ معاملهگران، شاخصهای بازارهای مالی جهانی را خصوصاً در روزهای گذشته باز هم کاهش داد تا پایهای محکمتر برای رشد قیمت جهانی طلای فراهم شود. در حال حاضر ارزش با طلا حفظ میشود و سایر سرمایهگذاریها ضدارزش محسوب میشوند. با این بینش، حداقل در کوتاهمدت برعکس شدن روند قیمت طلا انتظار نمیرود و حتی در بلندمدت هم افق روشنی برای طلا انتظار میرود. در حال حاضر بسیارند معاملهگرانی که به امید قیمتهای بالاتر از 2000 دلار در هر اونس، طلا را این قیمتهای بالاآمده خریدهاند.
میثم رادپور