حباب در بازار سکه
حسین عبده تبریزی و میثم رادپور
طی یک ماه گذشته در پی نوسانات دلهرهآور اونس طلای جهانی، بازار سکۀ تهران روند جدیدی از قیمتها را تجربه کرده است. روندی که روز به روز با فاصلهگرفتن قیمت بازار سکه از قیمت واقعی آن همراه بوده است؛ نوع جدیدی از قیمتگذاری سکه که تلاطم قیمت طلای جهانی را به صورت حباب به قیمت بازار سکۀ تهران منتقل میکند. فعالان بازار در حال حاضر تمایل دارند سکۀ بهار آزادی را 13 درصد بالاتر از قیمت واقعی خریداری کنند؛ در حال حاضر سکۀ تمامبهار با حباب 13 درصدی یا هشتاد هزار تومانی بین معاملهگران دست به دست میشود. براساس نظریۀ مشهور "احمقتر از من " حباب سکه تا زمانی که "ناآگاهتر از من" در بازار موجود باشد، دوام خواهد یافت و زمانی که دورۀ ناآگاهان به پایان برسد حباب سکه در دستان آخرین ناآگاه از نسل ناآگاهان بازار خواهد ترکید. برای کالای نقدشوندهای همچون سکه وجود چنین حبابی هیچ توجیهی به لحاظ اقتصادی ندارد. نه انتظارات افزایش قیمت اونس طلای جهانی و نه انتظارات افزایش قیمت دلار و نه حتی رکود اقتصاد جهانی و نگرانی از بحران ارزی در دنیا هیچکدام حباب قیمت سکۀ تمامبهار در بازار تهران را توجیه نمیکند. با وجود محافظهکاریای که در اقتصاددانان سراغ داریم، در این مواقع همگی بر یک حکم اتفاقنظر دارند؛ "حباب به زودی میترکد." البته اقتصاددانان پیشبینی نمیکنند، بلکه فقط و فقط به مکانیزم قیمتگذاری بازار اعتقاد دارند. به باور آنها چنین حبابی بر اثر فعالیتهای سوداگرانهای به شرح زیر محکوم به فناست :
1. در چنین مواقعی بازیگران آگاه بازار، سکۀ طلا را برای نگهداری نمیخرند، آنها فقط سکه را جابجا میکنند تا از شکاف قیمت خرید و فروش آن بهرهمند شوند. این رفتاری است که در حال حاضر به وضوح در میان صرافیهای تهران به چشم میخورد؛ گاوصندوق آنها خالی از سکۀ طلاست و دستان آنها پر از سکههایی است که به سرعت جابجا میشود. برای آنها سکه به منزلۀ شیء داغی است که نباید آن را در دستان خود نگه دارند؛ باید سریع به دیگری واگذار کنند تا نکند دچار سوزش شوند .
2. از آنجا که چنین حبابی تنها در قیمت سکۀ بهار آزادی موجود است و بازار طلای آبشده و شمش به طور نسبی فارغ از حباب است، بازار ضرب سکۀ تقلبی در این روزها داغ میشود. تجارتی پرسود که به مراتب پرسودتر از قاچاق مواد مخدر و اسلحه است. در واقع ریسک آن هم به مراتب کمتر است. کافی است شمش طلا آب شود و با دستگاه ضرب سکۀ نه چندان مدرن، سکۀ تقلبی تولید شود. سود کار هم معادل 13 درصد در هر بار ضرب است . اگر چرخۀ تولید سکۀ تقلبی یکروزه باشد میشود روزی 13 درصد! خدا بده برکت . اگر انسان شریفی به سبب وجود چنین فرصتی، شرافت خود را لگدمال کند و سکۀ تقلبی تولید کند؛ چه جای ملامت است! زمانی که نرخ سود سالیانۀ سپردۀ سرمایهگذاری کوتاهمدت تنها 6 درصد است؛ کنترل نفس امّاره برای چشمپوشی از سود روزانۀ 13 درصدی بسیار سخت است. گناهش هم به پای بانک مرکزی که چنین شیطانی را به جان خلقالله افکنده است. البته این گناه شاید چندان هم نابخشودنی نباشد، چرا که نسل جدید تولیدکنندگان سکۀ تقلبی فقط انحصار ضرب سکه توسط بانک مرکزی را رعایت نکردهاند وگرنه سکۀ آنها از هر نظر شبیه سکههای اصیل است و تشخیص تفاوتها به سختی و تنها با نظر کارشناسانه امکانپذیر است .
3. نسل دیگری از بازیگران آگاه در چنین مواقعی به شرافت انسانی خود چوب حراج نمیزنند و به سود اندک قناعت میکنند. آنها معتقدند اگر طلا دارایی با ارزشی است چرا طلای حبابی را با طلای بیحباب جابجا نکنند. با این استدلال، نسل شریف بازیگران آگاه بازار سکه، سکههای خود را میفروشند و شمش طلا نگهداری میکنند و با این کار سکههای داغ خود را به دستان نسل متأخر ناآگاهان بازار میسپارند .
نتیجۀ منطقی فعالیتهای سوداگرانۀ یادشده، افزایش عرضۀ سکۀ تمام بهار آزادی و کاهش قمیت آن است. نتیجهای که در روزهای آتی شاهد آن خواهیم بود. البته در این میان یک بازیگر مهم هنوز میتواند از کاهش قیمتها جلوگیری کند و آن هم مقام ناظر بازار پول ایران یعنی بانک مرکزی است که صد البته او هم همانند بازیگران آگاه شریف، سکههای خود را با قیمتهای حبابی به نسل ناآگاه بازار میسپارد. نسلی که در روزهای آتی بیشترین ضرر را از فروپاشی حباب سکۀ بهار آزادی متحمل خواهد شد .