خيال پردازي شرقي در بازار سکه
چند صباحی است طلا جایگاه اول فهرست سرمایهگذاریها را در سرتاسر جهان به خود اختصاص داده است. آشفتگیهای اخیر بازارهای جهانی، تلاطم شدید نرخ برابری ارزهای جهانروا و تشدید بحران بدهی ناحیۀ یورو محرکهای کافی برای توجه بیش از پیش سرمایهگذاران به این فلز گرانبها را فراهم ساخته است. به نظر میرسد، سرمایهگذاران به معجزۀ طلا اعتقاد پیدا کردهاند. هماکنون بسیارند سرمایهگذارانی که به تداوم روند صعودی قیمت طلا اعتقادی راسخ دارند. به گمان آنها طلا همیشه برخلاف جاذبۀ زمین بالا میرود و بقیۀ سرمایهگذاریها علیالقاعده براساس اصل جاذبۀ مرحوم نیوتون به زمین میخورند. آنها سقوط آزاد قیمت طلا را در دهۀ 80 و 90 میلادی فراموش کردهاند. چنین تصوری در مورد بازار سکۀ تهران نیز صادق است، با این تفاوت که خیالپردازیهای معاملهگران سکۀ طلا در تهران اندکی بیش از برادران شرقی و غربی خود است. هماکنون سکۀ تمامبهار آزادی در بازار طلای تهران با حباب 45 هزار تومانی دست به دست میشود. معاملهگران بازار آتی سکۀ طلا هم به امید افزایش مجدد قیمتها، قراردادهای آتی سکۀ تمام بهار را با نرخ اختلاف سالانه 40 درصد نسبت به قیمت نقدی، خرید و فروش میکنند. برآیند نرخ سالانۀ اختلاف قیمت واقعی سکه از قیمت آتی آن در حال حاضر 50 درصد است. چنین اختلافی به لحاظ اقتصادی هیچ توجیهی ندارد. در واقع تنها عامل بروز چنین رفتاری از معاملهگران آتی، خوشبینی بیش از حد آنها نسبت به قیمت سکۀ طلا در آینده است؛ آنها نسبت به محرکهای قیمت طلا در بازار تهران یعنی قیمت اونس طلای جهانی و دلار بیش از پیش خوشبینند و علاقهمندند بهای خوشبینی خود را با گرانخری سکۀ تمام بهار بپردازند. در دهۀ 60 شمسی همین خوشبینیها و برآوردهای متعصبانه از قیمت طلا بود که سکه را به "سکته" تبدیل کرد. آنچه بدیهی به نظر میرسد این است: در کشوری که نرخ بازدۀ بدون ریسک در آن چیزی نزدیک به 20 درصد است، اختلاف 50 درصدی نرخها به لحاظ اقتصادی معنی ندارد. لذا، بر اساس همین گزارۀ سادۀ اقتصادی، انتظار بر این است که در آیندهای نزدیک شاهد تعدیل قیمتهای تحویل آنی و آتی سکۀ بهار آزادی به ترتیب در دو بازار معاملات نقدی و آتی باشیم.
میثم رادپور