در شرايط فعلي بهدليل وضعيت خاص اقتصاد ايران، همة پساندازكنندگان بهدنبال داراييهاي نقدشو هستند و تا حد ممكن از داراييهايي با قابليت نقدشوندگي پايين اجتناب ميكنند. اين امر چند دليل دارد: نرخ رشد پايين بخشهاي مختلف صنعتي، كشاورزي و حتي خدماتي در شرايط امروز ايران. شرايط اقتصاد ايران از منظر بينالمللي نيز طبعاً نقشي عمده در اين گرايش مردم به سمت داراييهاي كوتاهمدت ايفا ميكند. در بين داراييهاي نقدشو تركيبي از سپردههاي بانكي، اوراق كوتاهمدت (مثل گواهي سپردة بانكها)، ارز، طلا و كالاهاي مشابه وجود دارد. از آنجا كه به دلايل متعدد نرخ تورم نيز بالا رفته است، تلاش سرمايهگذاران براي حفظ قدرت خريد خود باعث شده است بين داراييهاي كوتاهمدت، بهدنبال بازده بالاتر باشند.
چنين است كه بانكها در رقابت با يكديگر، مؤسسات مالي و اعتباري، و ساير حوزههاي سرمايهگذاري ناچار شدهاند سودهاي خود را افزايش دهند؛ چون به ظاهر بانك مركزي نرخها را كنترل ميكند، براي بالابردن نرخ مؤثر سود، از روشهاي غيرمسقيم استفاده ميكنند. مثلاً، براي سپردهگذار، سپردة 5 سالة با نرخ 17 درصد افتتاح ميكنند، اما به وي امكان ميدهند كه ظرف يك سال نيز بتواند سپردة خود را بيرون برد. اين روند تا آنجا پيش رفته كه سپردههاي جديد عمدتاً 5 ساله شده است و رؤساي شعب خود به مشتريان اطلاعات ميدهند كه چگونه از اين نرخ 17 درصد بالاتر برخوردار شود. به همين دليل است كه اوراق مشاركت نفت و گاز پارس با نرخ 17 درصد 4 ساله به فروش نميرود؛ چون اگر خريدار اوراق بخواهد از زمان كوتاهتري براي سرمايهگذاري استفاده كند، ديگر نرخ 17 درصد را نميگيرد و نرخ متناظر بانكي پايينتر را ميگيرد.
گرايشهاي جدي به خريد ارز كاملاً در بازار هويدا شده است. متأسفانه ارز دوباره بهوسيلة پسانداز تبديل شده است و دارايي كاملاً نقدشويي هم هست. تجربة 30 سالة مقابلة با تحريمها و افزايش عملاً بيوقفة قيمت ارز طي اين مدت اكنون عدة بيشتري از جامعه را متقاعد كرده است كه ارز در آيندهاي نزديك باز هم گرانتر خواهد شد. بنابراين، پسانداز به اين شيوه هم كاملاً در حال رواج است.
قيمت طلا با ارز حركت ميكند. بنابراين، گرايش به خريد طلا به شكلهاي استاندارد (شمش و سكه) افزايش يافته است. خريدار طلا ميداند چون قيمت ارز رو به بالا است، فارغ از نوسانات قيمت طلا در بازار جهاني، طلا به ريال گرانتر خواهد شد. بنابراين، پساندازكننده براي حفظ قدرت خريد خود به طلا هم روي آورده است. نوسانات كوتاهمدت براي كاهش قيمت سكه در 3 روز اخير بهلحاظ قيمت اشتباه سكه نسبت به شمش بوده، وگرنه اين كاهش به تحليلي كه عرضه شد خللي وارد نميكند و كماكان پسانداز در شكل سكه و شمش ادامه خواهد يافت.
در شرايط فعلي كه حملونقل پول براي دولت دشوار است، به هر حال و متأسفانه سيستم چند نرخي ارز بروز ميكند و در اين زمينه بانك مركزي نميتواند چندان كاري انجام دهد. كاري كه بانك مركزي ميتواند بكند آن است كه خود باعث نشود سيستم دونرخي به سيستم چندنرخي تبديل شود. ثانياً بايد تلاش كند تا فساد مربوط به سيستم دونرخي به حداقل برسد. در اين مسير بازار آتي طلا و ارز اگر هوشمندانه طراحي و اجرا شود، ميتواند به بهبود وضعيت كمك كند. نحوة توزيع ارز دولت بين صرافيها نيز اهميت شاياني دارد. از آنجا كه بهدليل الزامات اقتصاد سياسي دولت نميتواند اجازه دهد ارز بسيار گران شود، تصميم دولت به پايين نگاهداشتن قيمت ارز قابلفهم است. مشكل آن است در چنين شرايطي كه برقراري سيستم تكنرخي ارز ناشدني است، راههاي مقابله با فسادي كه بروز ميكند به طراحيهاي پيچيدهتر از آنچه تا به حال انجام شده، نيازمند است.