 |
 |
پنجشنبه 8 اردیبهشت ماه 1390 | hits : 615 | Code: 327 |
مدلسازي، پيشبيني نوسان و بررسي رابطه آن با بازده در بورس اوراق بهادار تهران و بورسهاي بينالملل
دانشگاه علامه طباطبايي - دانشكده حسابداري و مديريت
چكيده:
اين پاياننامه شامل سه رساله ميشود؛ در رساله اول به مطالعه مشخصههاي
ويژه بازارهاي سهام پرداخته ميشود، اين مشخصهها در شاخصهاي بازارهاي
مورد مطالعه، مورد آزمون و بررسي واقع شده، و براساس شناخت حاصل از شاخصهاي بازارها و با استفاده از مدلهاي طبقه آرچ، نوسان بورس اوراق بهادار تهران و بورسهاي بينالملل، مدلسازي شده است. آزمون مشخصههاي ويژه بازار، نشان ميدهد كه همه بورسهاي بينالمللي، داراي كشيدگي بالا و نوسان خوشهاي، داراي اثرات آرچ و گارچ، عدموجود خودرگرسيون بين بازدهها و بدان سبب تدييد فرضيه بازارهاي كارا در سطح ضعيف، ميباشند. با اين حال آزمون اثرات اهرمي نشان ميدهد كه همه بورسهاي بينالمللي به غير از دو بورس نوظهور كوالالامپور و استانبول، داراي اثرات اهرمي يا پديده عدمتقارن هستند. آزمون مشخصههاي ابزار درخصوص بورس اوراق بهادار تهران نيز نشان ميدهد كه بورس تهران هم داراي كشيدگي بالا، نوسان خوشهاي و اثرات آرچ و گارچ است. با ين حال آزمون خودرگرسيون بين بازدهها نشانگر خودرگرسيون قوي بين بازدهها بود، كه بر اين اساس، فرضيه بازارهاي كارا در سطح ضعيف رد شد. آزمون اثرات اهرمي نيز نشانگر ردشدن فرضيه عدمتقارن در بورس تهران است.
در رساله دوم، صحت پيشبيني نوسان مدلهاي ساده در مقابل مدلهاي پيچيدهتر سريهاي زماني، مدلهاي شرطي طبقه آرچ، در بورس اوراق بهادار تهران و بورسهاي توسعهيافته شامل دو شاخص اصلي بورس اوراق بهادار تهران و 8 شاخص ديگر از بورسهاي بينالمللي آزمون و بررسي ميشود. صحت پيشبيني اين مدلها در بورسهاي مختلف با استفاده از روششناسي خارج از نمونه مورد ارزيابي واقع ميشود. از مدلهاي زير در اين رساله استفاده شده است: مدلهاي گام تصادفي، ميانگين تاريخي، ميانگين متحرك، هموارسازي نمايي، ميانگين متحرك موزون نمايي، رگرسيون و مدلهاي طبقه آرچ؛ EGARCH, GARCH, ARCH و GJR-GARCH. جهت ارزيابي صحت پيشبيني نيز از توابع زيان متقارن شامل، ميانگين كامل خطا، ريشه دوم ميانگين مجذور خطا و ميانگين درصدي كامل خطا، استفاده گرديد. آزمونهاي تجربي، نتايج زير را نشان ميدهد؛ در غالب بورسهاي بينالمللي، مدل GJR-GARCH رتبه اول، مدل GARCH در غالب بورسها در رتبه دوم قرار گرفته و مدل گام و مدل گام تصادفي، مدلي است كه بدترين پيشبيني را در اكثر بورسهاي مذكور حاصل نموده است. از سوي ديگر نتايج در مورد بورس تهران نتايج متفاوتتري را نشان ميدهد: مدل سادهنمايي بهترين پيشبيني و مدل گام تصادفي تقريبا رتبه دوم را كسب نموده است. در نهايت اينكه مدل ميانگين تاريخي بدترين نوع پيشبيني را حاصل نموده، و مدلهاي طبقه آرچ نيز پيشبيني مناسبي را در بورس تهران به نمايش نگذاشتهاند.
در رساله سوم، رابطه بين نوسان و بازده بورس اوراق بهادار تهران و ساير بورسهاي بينالمللي همزمان با استفاده از دو متدولوژي انگل (Engle et al, 1987) و فرنچ (French et al, 1987) صورت گرفت. نتايج اين رساله از مطالعه بالابان، باير و فاف (Balaban, Bayar&Faff, 2006) حمايت ميكند، بر اين اساس، بهنظر ميرسد كه انحراف معيار يا واريانس شرطي معيار مناسبي جهت اندازهگيري ريسك نيست.
برخلاف بورسهاي نوظهور كه به سمت كارايي عملياتي و اطلاعاتي پيش ميروند و غالباً داراي نوسان بالايي هستند، بورس تهران از عدمكارايي اطلاعاتي و عملياتي بهواسطه وجود مكانيسمهاي كنترلي قيمت شبيه دامنه نوسان محدود قيمتي سهام، حجم مبنا براي معاملات و نيز حجم كم سهام شناور در دست سهامداران خصوصي، رنج ميبرد، بر اين اساس بهنظر ميرسد اگر هدف رشد اقتصادي از طريق مكانيسم بازار از طريق اجراي اصل 44 قانون اساسي ميباشد، افزون بر اينكه مكانيسمهاي كنترلي قيمت پيشگفته بايد برادشته شود تا مكانيسم عرضه و تقاضا كه در همه بورسهاي توسعهيافته و غالب بورسهاي نوظهور، تعيينكننده قيمت است، حاكم شود، بايد زيرساختهاي لازم از قبيل ايجاد تشكلهاي تحليلگران حرفهاي، ترويج دانش و اخلاق حرفهاي سرمايهگذاري، مدرن و بروزنمودن مكانيسم معاملات، افزايش ضمانت اجرايي ارائه اطلاعات بهموقع به بورس، فراهم شود، تلاشهاي مقدماتي توسط دستاندركاران در اين زمينه صورت پذيرفته كه ناكافي بهنظر ميرسد.
|